دیالوگ به یادماندنی

 

به فكر گلای آفتابگردون بیفت ، اونا به طرف خورشید خم میشن
ولی اگر دیدی بعضی هاشون زیادی خم شدند ،
یعنی اینكه اونا مردند.

                                          زندگی زیباست ~ روبرتوبنینی

 

همیشه حق باتوست تورناتوره  !

 

+ ديالوگهاي داغون سينما پاراديزو (Cinema Paradiso)اثر بیاد ماندنی جوزپه تورناتوره:

 

سالواتوره: چطور تونستی هميشه تنها زندگی کنی. می تونستی ازدواج کنی اما...

مادر: هميشه خواستم به پدرت وفادار بمونم و بعد به تو و خواهرت. تو هم مثل منی. تو هم هميشه وفادار ماندی. وفاداری چيز بديه. وقتی وفادار می‌مونی هميشه تنهائی.

سالواتوره: می خوام تو رو ببينم

النا: زمان زيادی گذشته. چرا بايد همديگر را ببينيم. چه فايده‌ای داره. من پير شدم سالواتوره، تو هم همينطور. بهتره همديگر رو نبينيم.

كشيش: وقتي ميايم سرپايينيه و خدا كمك ميكنه؛ اما موقع برگشتن سربالاييه و خدا فقط ميشينه و نگاه مي‌كنه!

آلفردو: زندگي روزانه در اينجا...، تو فكر مي‌كني اينجا مركز دنياست. فكر مي‌كني هيچ چيز اينجا تغيير نمي‌كنه اما وقتي براي يك سال، دو سال اينجارو ترك مي‌كني و بر مي‌گردي مي‌بيني همه چيز تغيير كرده. چيزايي كه به دنبالشون اومدي ديگه نيستن. هرچي به تو تعلق داشته از بين رفته. قبل از اينكه عزيزانت رو پيدا كني مجبوري چند سال دوري بكشي و به اينجا برگردي. به زادگاهت. اما حالا ديگه نه. ديگه امكان‌پذير نيست. تو الان كورتر از مني!

سالواتوره: كي اينو گفته؟ گري كوپر؟ جيمز استوارت؟ هنري فوندا؟ هان؟

 

آلفردو: نه اين دفه حرف خودم بود. زندگي مثل فيلم نيست. خيلي سخت‌تره!

 زیرنوشت!: این روزا خیلی از وقت منو فیلما پرکردن...باخیلیاشون که داغونن زندگی می کنم اما...
اما فک کنم آلفردو راس میگه ...!