پرسونا

 

از دستم رفته‌ای
یا از دستت ...
 فرق می‌کند
این‌بار اگر به خلوتم بیایی
عریانت می‌کنم
بی پرده
ببینی از قاب ها
زخم‌های مرا
درد‌های تو را

 

 ۸ آبان ۸۸

کنتراست

 

دریای جنوبی
گر گرفته بود
ازهرم لکه‌های خونین شعری
که خونش
رنگین تر از شاعرش
 نبود

کسی کابوس مرا
تعبیر کند

  

محسن/ ۱۳ آبان ۸۸

شعری کوتاه شده ام ...

 

دیگر شعر نمی‌گویم
دیگر شعر نمی‌خوانم
شعرشده‌ام
شعری کوتاه
تک سیلابی
 آه !

 

                " فریبا عرب نیا"

  

پ.ن:
حس و حال نوشت :
من هم /پرایزنر گوش می‌دهم/ ایسا می‌خوانم/و سکوت می‌کنم