تبليغاتX
سوتیتر

سوتیتر

سوتیترهای زنده مانی یک علاقمند به ارتباطات

 

می‌پنداشت
اگر موعظه کند
جهانی خواهد داشت
و آخرتی.
رفتگری
بی اعتنا به هیاهویش،
شعری برای خدا می‌خواند
و به راه خود می‌رفت...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 11:0  توسط محسن نظارت  | 

 
صبح پاییزی
بر مزار مادر
نهالی کاشتن



 
چار نهال سبز کنار مزار مادرم کاشتم
هدیه ی پائیزش
صبا میرم بشون آب میدم
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 9:29  توسط محسن نظارت  | 

 

پاییز
بی بلانش
انگار
چیزی کم دارد ...


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 16:45  توسط محسن نظارت  | 

 

هردو به قرار رسیدیم
تا آخر قرار ماندیم
من و
سایه ام !

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 0:42  توسط محسن نظارت  | 

 

کدام شعر مرا دوست داری؟
- همان که
هنوز ننوشته‌ای!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 21:23  توسط محسن نظارت  | 

 

درختانی که می‌مانند
گنجشکانی که پرواز می‌کنند

Trees that remain
Sparrows that fly

پی نوشت:پرسید حالا تو کدوم یکی هستی درخت یا گنجشک ...؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 21:29  توسط محسن نظارت  | 

 

تمام دلم
نذر توﺃم ماندن تو
و بارش باران بود
تو رفتی
باران بارید
...

 

 پی نوشت:اینجا و اینجا نیز می نویسم

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 18:38  توسط محسن نظارت  | 

 

 

حالا هرچه تو بگویی!
اعتراف می‌کنم این شعر، شعر من نیست
لااقل کلماتم را پس بده

!Now I accept whatever you say
But I confess this poem isn't mine
.At least, return my words

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 0:18  توسط محسن نظارت  |